میادین مشترک در خدمت همسایگان!

[ad_1]

بهارستانه: ایران با دارا بودن ۲۸ میدان نفتی و گازی با کشورهای همسایه خود، یکی از کشورهایی است که بیشترین میدان مشترک را با همسایگان خود دارد. در حوزه گازی، میدان پارس جنوبی و فرزاد از اهمیت بیشتری برخوردارند و در حوزه میادین نفتی، غرب کارون در اولویت هستند اما در این میادین شاهد نوعی عجیب از کم تجربگی هستیم.
هم اکنون میزان برداشت ایران و قطر از میدان پارس جنوبی با یکدیگر برابر شده است و ایران روزانه ۵۵۰ تا ۶۰۰ میلیون متر مکعب از این میدان برداشت می‌کند و با توجه به اینکه دو سوم این میدان در آب‌های قطر بوده و شیب مخزن هم به سوی قطر است می‌توان گفت این میزان تولید راضی کننده است. این میدان بزرگ‌ترین میدان گازی جهان است که حجم میعانات گازی آن هم بالاست به طوری که ایران   برنامه تولید یک میلیون بشکه‌ای را در دستور کار خود قرار داده است.  در دولت اصلاحات پنج فاز پارس جنوبی به افتتاح رسید و پنج فاز هم توسط دولت نهم به توسعه رسید. بقیه فازها هم در دولت دهم به قرارداد رسید و در پایان دولت دهم با پیشرفت قابل توجهی به دولت یازدهم تحویل داده شد. فاز ۱۲ با پیشرفت ۹۵ درصد، فاز ۱۵ و ۱۶ با پیشرفت بالای ۹۰ درصد و فاز ۱۷ و ۱۸ هم با پیشرفت بالای ۷۵ درصد تحویل دولت بعدی شد که دولت یازدهم ولو با تأخیر توانست توسعه این فازها را با ۱۲ میلیارد دلار به پایان برساند.
فرزاد
یکی دیگر از میادین مهم ما در گاز میادین فرزاد A و B است که در اولی سهم ما ۲۰ و سهم عربستان ۸۰ درصد است و در فرزاد B سهم ما ۸۰ درصد و سهم عربستان ۲۰ درصد است. فرزاد B حدود ۱۷ سال پیش توسط هندی‌ها کشف شد و تا به امروز به توسعه نرسیده است. تحریم‌ها در دولت گذشته باعث شد این میدان به قرارداد نرود و در طول چهار سال اخیر هم اقدامی مثبت در این باره نشد که هیچ، بلکه کارفرمایی و مطالعه این میدان در یک تصمیم شبانه به شرکت نفت و گاز پارس اعطا شد. در حالی که عربستان در نزدیکی تولید از این میدان قرار دارد ما در مرحله مطالعه و دوباره کاری هستیم. میزان ذخایر درجای گاز در میدان مشترک فرزاد B بالغ بر ۱۸ تریلیون و ۷۵۰ میلیارد فوت مکعب برآورده شده است.  در سمت ایران امضای قرارداد اولیه اکتشاف و توسعه فرزاد B با کنسرسیومی متشکل از سه شرکت دولتی هند به سال ۲۰۰۰ میلادی بازمی‌گردد اما این قرارداد تنها در بخش اکتشاف اجرایی شد و در بخش توسعه هیچ اقدامی برای برداشت منابع گازی این میدان نشد. شرکت آرامکوی عربستان قرارداد ۶ میلیارد دلاری توسعه میادین «عربیه» و «حصبه» را در سال ۲۰۱۳ با کنسرسیومی متشکل از شرکت‌های SNC- Lavalin کانادا، SK Engineering & Construction کره جنوبی، Samsung Engineering کره جنوبی و Saipem ایتالیا به امضا رسانده بود که بعد از تولید اولیه ۵۰۰ میلیون فوت مکعبی گاز طبیعی از میدان «حصبه» قرارداد دیگری به ارزش بیش از یک میلیارد دلار با شرکت‌های Larsen & Toubro هند و Emas AMC سنگاپور در تاریخ ۱۶ می ‌سال ۲۰۱۶، با هدف رساندن تولید ۵۰۰ میلیون فوت مکعبی به تولید ۲ میلیارد فوت مکعب گاز طبیعی در روز به امضا رساند اما توسعه میدان «عربیه» با کنسرسیومی به رهبری SNC- Lavalin کانادا به منظور تولید روزانه ۲/۱ میلیارد فوت مکعبی از این میدان ادامه دارد.

  غرب کارون

در غرب ایران در مجاورت مرز ایران و عراق، یک مخزن نفتی واقع شده که از نظر حجم ذخایر درجای نفت یکی از بزرگ‌ترین میادین نفتی جهان است. این میدان در خاک ایران با نام «آزادگان» و در خاک عراق با نام «مجنون» شناخته می‌شود. هم اکنون تولید ایران از آزادگان جنوبی حدود ۸۰ هزار بشکه است که عراق تولیدش از آن ۲۱۰ هزار بشکه است. البته اگر تولید آزادگان شمالی را به آزادگان جنوبی اضافه کنیم این میزان به ۱۶۰ هزار بشکه می‌رسد.
براساس اعلام دولت تولید نفت ازمیادین مشترک از ۷۰ هزار بشکه درسال ۹۲ به ۲۷۰ هزار بشکه در سال ۹۵ رسیده است یعنی اینکه ۲۰۰ هزار بشکه اضافه شده است. تاکنون میادین مشترک توسعه نیافته متعددی تعیین تکلیف نشده و در دولت یازدهم عملاً هیچ‌گونه اقدام عملی جدیدی در خصوص توسعه و تولید از میادین مشترک توسعه نیافته وغیره تولیدی توسط دولت یازدهم انجام نشده است.

  میادین مشترک در بی‌توجهی

پس از پایان یافتن دفاع مقدس و نیاز کشور به احیای تولید و توسعه میادین نفتی، شرکت‌های خارجی به ایران فراخوانده شدند ولی در دولت اصلاحات یک اشتباه استراتژیک ایجاد شد که بر اساس آن توسعه میادین مشترک نفتی به شرکت‌های یک شبه ایرانی و توسعه میادین مستقل به شرکت‌های خارجی واگذار شد که در نوع خود عجیب بود. به این پدیده توجه کنید: وزارت نفت در آن سال‌ها توسعه میادین سلمان، فروزان، لایه نفتی، نصرت و فرزام را به شرکت پتروایران واگذار کرد که یک سال از تأسیس آن می‌گذشت و حتی فاقد ساختار بود. در مقابل توسعه میادین درود، سیری A و E، سروش، نوروز، دارخوین و. . . را که همگی مستقل بودند به شرکت‌های انی، توتال و شل واگذار کرد، در حالی که عقل حکم می‌کرد توسعه میادین مشترک به شرکت‌های خارجی واگذار شود ولی وزارت نفت در آن سال‌ها به شیوه‌ای معکوس عمل کرد تا امارات و عربستان برداشتی ۹ برابری نسبت به ایران داشته باشند.
بی‌توجهی به میادین مشترک در آن زمان به اوج خود رسید هرچند در پارس جنوبی اقدامات خوبی انجام شد ولو آغشته به فساد و رشوه که باید این رویه اصلاح شود. به هر شکل اگر تولید گاز را کنار بگذاریم، در تولید نفت و توسعه میادین مشترک، دولت وقت بسیار بد عمل کرد و این میراث در دولت‌های بعد از جمله این دولت به سرانجام نرسید.  مثلاً در توسعه میدان گازی سلمان که وزارت نفت توسعه آن را در سال ۷۹ به شرکت پتروایران واگذار کرد عملکرد غیرقابل قبولی در پنج سال نخست رخ داد و شرایط به گونه‌ای پیش رفت که هم اکنون ۲ تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی به سوی ابوظبی مهاجرت کرده است. اگر شرکت ملی نفت در سال ۷۹ این پروژه را به یک شرکت خارجی واگذار می‌کرد آیا وضعیت بهتر نبود؟ وزارت نفت که اعتقاد داشته و دارد شرکت‌های خارجی استاندارد و استاد هستند چرا چنین اشتباه بزرگی را مرتکب شد؟
یا مثلاً در لایه نفتی، قطری‌ها روزانه بیش از ۳۵۰ هزار بشکه نفت استخراج می‌کنند و ایران بین ۲۰ تا ۲۵ هزار بشکه در روز که در دولت قبل برنامه‌ریزی و اقدام و در این دولت محقق شد. این در حالی است که شرکت مرسک – شرکتی که لایه نفتی را در قطر توسعه داد – به ایران پیشنهاد داد لایه نفتی را در ایران توسعه دهد که وزیر نفت اعلام کرد به دلیل ساده بودن این توسعه، خودمان این کار را انجام می‌دهیم. در نهایت مرسک توسعه در قطر را افزایش داد و توانست برای قطر یک میلیارد بشکه از این لایه نفت برداشت کند، در حالی که رقم ایران صفر بود. اگر در همان ایام با مرسک توافق می‌شد الان وضعیت بالعکس نبود؟ چرا تصمیم گرفته شد توسعه لایه نفتی به جای مرسک دانمارک به پتروایران واگذار شود؟ آیا ساده بودن این لایه نفتی باعث شد ایران ۱۶ سال حتی یک بشکه نفت هم از این میدان مشترک برداشت نکند؟! مثالی دیگر؛ هم اکنون ایران در میدان آذرو چنگوله روزانه بین ۲۰ تا ۳۰ هزار بشکه برداشت دارد ولی عراق درهمین میدان مشترک بیش از ۱۶۰ هزار بشکه نفت برداشت می‌کند. یا در میدان دهلران در غرب کشور، ایران ۲۵ هزار بشکه در روز برداشت دارد اما عراق فقط در سال ۵۸ حدود ۴۵ هزار بشکه نفت برداشت می‌کرده که قرار است تولید این میدان و دو میدان دیگر را به ۴۵۰ هزار بشکه افزایش دهد و ایران هم به ۲۵ هزار بشکه خود مشغول است.   در میدان فروزان ایران روزانه ۴۰ تا ۵۰ هزار بشکه برداشت می‌کند و عربستان بیش از ۴۵۰ هزار بشکه. فروزان هم باید توسط یک شرکت خارجی توسعه پیدا می‌کرد ولی به یک شرکت ایرانی به نام پتروایران واگذار شد! برنامه توسعه‌ای ایران برای افزایش برداشت از این میدان که با حدود چهار دهه فعالیت نیازمند حفاری چاه‌های جدید تولیدی شناخته شده از سال ۸۱ شمسی با امضای قراردادی به منظور افزایش تولید از ۴۰ هزار بشکه به ۱۰۰ هزار بشکه در روز کلید خورد اما با گذشت ۱۴ سال از این قرارداد و با وجود تغییرات بسیار در روند اجرای آن هنوز تولید ۱۰۰ هزار بشکه‌ای ایران از میدان فروزان محقق نشده است.

   برای برون رفت چه باید کرد؟

اگر نگاه درست و عاقلانه‌ای به میادین مشترک در اواخر دهه ۷۰ شمسی داشتیم وضعیت اینچنین نبود و امروز که وزارت نفت با افتخار اعلام می‌کند در این دولت وضعیت برداشت میادین مشترک در پارس جنوبی و غرب کارون بسیار بهتر شده است به خاطر نگاهی بود که در دولت گذشته به اجرا رسید و این دولت آن را به پایان رساند.  به نظر می‌رسد برای پایان دادن به قصه پر درد میادین مشترک، اولویت بندی باید در دستور کار قرار گیرد و از همه ظرفیت‌های داخی و خارجی برای توسعه میادین بهره برد و حتی در برخی میادین می‌توان با کسب مجوزهای قانونی، میادین را با مدل مشارکت در تولید توسعه داد. گرچه قانون اساسی اجازه استفاده از این مدل قراردادی را به وزارت نفت نمی‌دهد ولی قانون اصولاً برای تأمین منافع ملی است و اگر منافع ملی اقتضا می‌کند که از این مدل استفاده شود حتماً می‌توان مجوزهایی را دریافت کرد ولی مشکل آنجاست که شرکت‌های خارجی علاقه‌ای ندارند به میادین مشترک وارد شوند و ایران هم خواسته آنها را می‌پذیرد. اگر توتال هم به فاز ۱۱ وارد شده به خاطر این است که در قطر در حال کار است و قطعاً با توجه به مرزی بودن فاز ۱۱ پارس جنوبی می‌تواند از اطلاعات ایران برای خود بهره ببرد.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *